تبليغاتX
..... ... ...زنی که از کنار درختان خیس گذشت...



نویسنده : گندمگون ; ساعت 1:56 روز یکشنبه هجدهم بهمن 1388

اگر مرا می‌خواهی

                بگو

                بگو تو را می‌خواهم..

 

نمی‌خواهی اگر

                بگو

                بگو تو را می‌خواهم!

 

 

 

 

 

 

مهری کاشانی

 





نویسنده : گندمگون ; ساعت 0:25 روز یکشنبه یازدهم بهمن 1388

 

انصافن آدم وقتی  twilighter میبینه میفهمه یه عاشق دراکولایی می ارزه به حداقل ۲۵تا از این عاشقای پرحرف و حدیث و توخالی و مشنگ اطراف !

 

 

 اگر یه جیگری مثل این سر راه من قرار میگرفت به جان خودم با کمال میل گردن نازمو در اختیارش میذاشتم!

 





نویسنده : گندمگون ; ساعت 13:43 روز یکشنبه چهارم بهمن 1388

دلا یاران سه قسم اند ار بدانی :

زبانی اند و نانی اند و جانی

به نانی نان بده , از در به در کن

دلالت کن به دوستان زبانی

و لیکن دوست جانی را نگه دار 

به راهش جان بده تا می توانی ...

...

 

حالا تا آخر عمرت بگرد تا دوست جانی پیدا کنی!!!

پیدا کردی سلام منم برسون

 

 





نویسنده : گندمگون ; ساعت 19:27 روز شنبه بیست و ششم دی 1388

پروردگارا

با لطف بی کران خود مددی فرما

و روح کاشف/مخترع  کدئین را قرین رحمت خویش بفرما

عاجزانه از تو می خواهم  روح آن مرحوم/مرحومه را در پناه لطف خود قرار دهی که اینگونه باعث آرامش بندگانی چون من می شود

و از گنجینه ی مهربانی خود بی زحمت یک پنت هاوس اختصاصی با نمایی زیبا در بهشت به همراه چند حوری خوش قد و هیکل به وی عطا کن..

چون این دنیای آن عزیز که صرف تحقیق و ساخت چنین شی باارزشی گشته و وقت رسیدن به امور دیگر را نداشته لااقل آن دنیا یک حالی برده باشد

بارالها

همچنین ملتمسانه از تو میخواهم که  در حساب کتابی که در درگاه الهی صورت می پذیرد از گناهان کاشف/مخترع استامینوفن کدئین کم کنی که اینگونه آرامش را برای من به ارمغان میاورد و بگذاری به حساب این یکی بنده ات که آب از سرش گذشته دیگه

باشد تا رستگار شود

 





نویسنده : گندمگون ; ساعت 1:43 روز چهارشنبه بیست و سوم دی 1388

 

پاییز

فصل مناسبی است

جان می دهد برای عشق های بی فرجام

فقط کافی است

پنجره ای باشد ...

و خیالی آسوده تر از

چرخ فلکی در باران

 

 

 

عباس صفاری

 





نویسنده : گندمگون ; ساعت 12:14 روز چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388

 

 

این یه واقعیته که

همه ما

فاصله ای کوتاه داریم

شاید چند سانتی متر

تا رسوایی...

 

 





نویسنده : گندمگون ; ساعت 0:28 روز یکشنبه هشتم آذر 1388

 

- من اشتباه کردم؟

- نه.. تو فقط به من اعتماد کردی..

 

 

 

 

 





نویسنده : گندمگون ; ساعت 0:27 روز سه شنبه نوزدهم آبان 1388

 

روزها تصمیم می گیرم .. شبها منصرف میشم..

روزها میرم جلو .. شب ها می ترسم..

روزها میدوم .. شب ها عرض اتاق قدم میزنم..آروم

روزها می خوام .. شب ها پشیمون میشم..هیچی نمی خوام..

روزها آرومم.. شب ها نگرانم..

روزها عمل میکنم .. شب ها فکر می کنم..

 

 

روزها معمولیه .. شب ها اما بده ..

 





نویسنده : گندمگون ; ساعت 21:42 روز پنجشنبه چهاردهم آبان 1388

 

هرچقدر داد بزنی

هرچقدر حرف بزنی

هرچقدر بری و بیای

هرچقدر حرص بخوری

هرچقدر تلاش کنی دوستاتو تو وضعیت خودشون تصور کنی

هر چقدر عذاب وجدان از تو سلولاتو بجوه

 

 

باز این تویی که وقتی اومدی خونه ..

کنار یه مبل راحت

با هوای مطبوع

پاتو میندازی رو پات

لیوان چاییت دستت

چشماتو می بندی

و راحت میگی

آخیش .. خسته شدما ..

 

 

 

پس لطف کن زور الکی نزن..آفرین دختر خوب

 





نویسنده : گندمگون ; ساعت 23:14 روز پنجشنبه هفتم آبان 1388

 

یك زوج  عاشق در اوایل شصت سالگی ، در یك رستوران كوچیك رمانتیك سی و پنجمین سالگرد ازدواجشون رو جشن گرفته بودن.

 اونها در حالیکه مشغول عشق ورزی به هم بودن ناگهان یك پری كوچولوی قشنگ سرمیزشون ظاهر شد و گفت: چون شما زوجی این چنین مثال زدنی هستید و در تمام این مدت به هم وفادارموندین،  هر كدومتون یك آرزو بكنین تا من براورده کنم.

خانم گفت: اووووووه! من میخوام به همراه همسرعزیزم، دور دنیا سفر كنم.

پری فبول کرد و چوب جادویی اش رو تكون داد و اجی مجی لاترجی.

و دوتا بلیت برای خطوط مسافربری جدید و شیک برای دور دنیا در دستش ظاهر شد.

 حالا نوبت آقا بود، مرد چندلحظه فكر كرد که خب، این خیلی رمانتیكه ولی چنین موقعیتی فقط یك بار در زندگی آدم اتفاق می افته، بنابراین، خیلی متاسفم عزیزم 

و گفت  آرزوی من اینه كه همسری 30 سال جوونتر از خودم داشته باشم.

خانم نگاهی به او کرد باورش نمیشد..حتا پری هم متعجب و واقعا نا امید شده بود .  ولی آرزو آرزوست دیگه!!

پری چوب جادویی اش رو چرخوند و ... اجی مجی لا ترجی

و آقا 92 ساله شد!

 

 

 

نتیجه گیری:

بانوان گرامی!  فرقی نداره کجا چجوری چه سنی.. هرکاریتون کنن خر تشریف دارید